تبليغاتX
دل نوشته های یک دل

عشقها

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

 

 جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود

 

 

 

فردا که قیامت آشکارا گردد

 

هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود

 

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 7:51 |

زبان حال حضرت علی (ع)

خودم دیدم که آتش شعله ور بود

خودم دیدم که زهرا پشت در بود

خودم دیدم که زهرا ناله میکرد

خودم دیدم که دستش بر کمر بود

خودم دیدم که هم افتاده بر خاک

کنارش فضهً، خونین جگر بود

خودم دیدم که زینب ایستاده

کنار مادرش با چشم تر بود

خودم دیدم رخ نیلی او را

زدند آتش تمام پیکرم را

خودم شستم دل شب همسرم را

به اشک دیده از جان بهترم را

شهادت بانوی دو عالم و همچنین شهادت حضرت محسن بر همه ی مسلمین تسلیت باد.

 

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 15:27 |

دلم کنار پنجره نشسته زار میزند

 

واز خیال کوچکش تو را کنار میزند

 

توی که چشمهای من برای تو خزان شدند

 

وقلب تو برای من دم از بهار میزند

 

تو یک مسافر غریب و عابری شکسته ای

 

همان که جاده غروب تو را هوار میزند

 

امیدواری ماه تو نهفته در خیال من

 

و او به شوق روی تو دوباره زار میزند

 

بهارها فنا شده دراین غروب بی طلوع

 

وتار من چه بی صدا نوای یار میزند

 

بهانه ی وجود من همیشه چشم های توست

 

و چشم بی خیال تو مرا به دار میزند

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:55 |

 

سبزه در سيني صداي ميكند

ماهي قرمز نگاهي ميكند

 

سنجد و سيم كنار ايينه

جلد قرآن را نظاره ميكند

 

شاخه گل را ببين در بطن خود

روي سير و سمنو خود نمايي ميكند

 

قلب ساعت تيك و تيك پر ميشود

سفره هفت سين كه كامل ميشود

 

لحظه اي بعد است صداي خنده اي

سال خوك شد او مبارك ميشود.

 

سال نو بر همگي شما عزيزان مبارك باد

 

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 4:24 |

 

 

    صفا و صلح و يكرنگي در اين دنيا قديمي شد

                   توقع از رفيق و مونس و همدم قديمي شد

 

    نياور بر زبان نام وفا از خير ان بگذر

                   وفا تنها نه اينجا بلكه در عالم قديمي شد

 

    بكن تا ميتواني با ضعيفان ظلم و جور امروز

                   كه رسم دستگيري از ضعيفان هم قديمي شد

 

    مكن گريه سر قبر عزيزان خيز و شادي كن

                  كه تشريفات ختم و مجلس ماتم قديمي شد

 

    به گرد شهر ميگردي كه تا آدم كني پيدا

                    به جان حضرت آدم كه آدم هم قديمي شد

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 7:9 |
 

 

 

 

 

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز، بهاریست که عاشق شده است

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 5:56 |
This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme